ميرزا محمد على وفا زواره اى
263
تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )
گر او پوشيده و باشى تو عريان ، مهر و گردون را * چه فخر از كسوت اكسون ، چه نقص از رسم عريانى ! ملائك كرده پردرهم ، براى سايهء بامت * طيور ار سايه گستردند ، بر تخت سليمانى پى عطر گريبان جنان و طرهء حوران * برد رضوان ، اگر گردى ز دامانت بيفشانى سپهر از كهكشان ، سجادهاش بر دوش و بر گردت * همىپويد كه از سجادهداران خودش خوانى شبى گر بگذرد بر بامت ، از ايوان خود كيوان * پذيرد طبع برجيسى ، گذارد رسم كيوانى نزاده زادهاى چون تو ، مشيمهء مادر گيتى * ز گردونت ، از آن دست قضا در مهد جنبانى تويى فردوس و شيطان ره نيابد در تو ، ور يابد * گذارد در برون در ، همه آيين شيطانى فلك در گوشهء بامت ، معمّر زاهدى ماند * كه هست از دانههاى روز و شب ، در سبحه گردانى تو را چون بانى آمد سبط پيغمبر ، روا باشد * سرافيلت به فراشى و جبريلت به دربانى مؤيّد باقر علم نبى ، كامد دل پاكش * خزينهء علم پيغمبر ، به تاييدات يزدانى قرين نور برهانش ، قلوب عالى و سافل * به زير طوق فرمانش ، رقاب انسى و جانى نسيم لطف جانبخشش ، خزان را داده نوروزى * سحاب طبع دُربارش ، به آبان كرده نيسانى